خرید بک لینک

درباره سایت

نقطه سر خط

امکانات وب

 نماز جماعت رفته بودم بعد نماز مغرب حاج آقا بلند شدن یه موضوعی رو گفتنبا این مضمون که هر کس چشم بپوشونه از نامحرم ب خاطر خدا خداوند پاداش خیلی بزرگی به این بنده میدهته حرف هاش گفت دیدید چه راحت؟یه لحظه چشم میپوشی و یه پاداش غیر قابل وصف میگیریفرمایش شما صحیح حاج آقا روی چشه ما جا دارهقربونت برم ولی انقدرا هم ک شما میگی راحت نیستکسی که غرق شده توی بدی برای این آدم مشکله تا ب این راحتی ک شمافرمودی چشم بپوشونهاصلا چشم پوشوندن مگه الکیه؟زیر ساخت میخواد تا جوون توی اون لحظه بتونه همچین کاری روانجام بده .یه مسئله قابل تامل در مورد نفس اینه که شما توی شاخه ی دیگه ایب خواسته نفست گوش میدییه کار دیگه ای که بده انجام میدیولی نفس طوری قوی میشه که تورو توی موضوعاتی ک گاها توش خوب هستیبه زمین میزنتت ...یه حدیث خیلی زیبا از حضرت علی (ع) قبلا خوندم اونم این بوددنیا و آخرت مثل شرق و غربه به هر کدوم نزدیک بشیب همون مقدار از اون یکی دور میشی 

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:51

 

شمایی که بوم باکس گذاشتی توی ماشینت

و صداش طوریه که در و دیوارو میلرزونه

با هر بار لرزیدن شیشه ها ما به خواهر و مادرت درود میفرستیم ...

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:51

 

ولی خدایی دفعه اول میرید توی وبلاگی کامنت میزارید آدرس وبلاگتون رو هم بزارید بخدا ما حافظه خوبی نداریم که آدرس شمارو یادمون بمونه ...(:             

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:51

این مهمون های دورهمی رو دیدین که الکی الکی تبلت هدیه میگیرن

انگاری از جیب من هدیه رو میدن میخوام خفشون کنم

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:01

 به هرجا ناتوان دیدی توان باشبه سود مردم خامُش زبان باش به زیر پای بی دستان زمین شوبه چشم زورمندان آسمان باش ستم کش را اگر دیدی بر آشوبستمگر را چو مشتی بردهان باش یتیمی را به مهری شادمان کنگل بی باغبان را باغبان باش چــو افتد بر جبینت خــط پیریمکن افسردگی در دل جوان باش تو عمری در هوای خویش بودیزمانی هم به فکر دیگران باشزندونی

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:01

 وقتی میگویم دوستت دارمنمیدانم,منتظر بوسه باشم یا شلاق؟چشم به راه بغل باشم یا تیپا؟وقتی بگویم دوستت دارمیعنی که باز, پروانه ای پیله ی صبرش رابه اشتیاق شقایق باز کرده است ...یعنی گنجشکیاز کنار جویبار زندگیبرای جوجه های احساس مندانه ای به ارمغان آورده ست ...وقتی میگویم : دوستت دارمجمله که نیستآیت و معجزت جاوید منستمومن شو ای زنوگرنه مرا این فریسیان فربهبه سنگ گران پاسخ میدهند ...وقتی میگویمعاشقت شده امدنبال تفسیر و فلسفه نباشرواقیان همه بر دار سوالندو شکاکیون همه در زندان تردیدهنوز نشنیده امهیچ فیلسوفی در جهان , زنی را در آستانه ی اشتیاق بغل کرده باشدوقتی میگویم دوستت دارم ...یعنی سرودن رسالت منست وبوسیدن وظیفه ی توجز سرودن و بوسیدنراه سومی نیست برای ماوگرم هستاز آتش فنا و سردابه ی مرگ میگذرد ...تو در تک تک این کلمات خیره شوو خدا را بر این چشمان خیسشاهد بگیرمیان ما جز سرود و خواهشچه بوده استکه به برزخ بغض و دوزخ دوری نرسیده باشد؟دوستت دارم یعنیزمین خیس دیدگان منقالیچه ی قدمهای توستدست تو که مال من نباشدلبان تو که مرا نبوسندچشمان تو که مرا نجویندپشت پا میزنم به این کره ی خاکیکه زباله دان تاریخو قتلگاه شاعران است ...وقتی میگویم دوستت دارمفهمیدنش چندان دشوار نیستکافیست که دانه ی همین لوبیا رابه خاک و آفتاب و آب بسپاریو به تماشای معراجش بنشینی ..کافی ست دل به دریا بدهیو شقیقه های مر

برچسب: نویسنده: یونا اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:01

صفحه بندی